پسر من! کرفکاندیش بوی، نه گناهاندیش، چه مردم تا جاودان زمان زنده نی، چه چیز که آن مینوی (است)، بایستنیتر (پایندهتر)
دربارهٔ این سروده
این متن اشاره به اندیشههای عمیق و فلسفی دارد که بر اساس آن، انسانها باید به جای تمرکز بر دنیا و مسائل زودگذر آن، به عناصر پایدار و جاودانه توجه کنند. نویسنده از پسرش میخواهد تا به جای گناه و افکار منفی، راه درست و خوشایند را در پیش گیرد و از ارزشهای انسانی و دینی پیروی کند. همچنین میگوید که هیچ چیز در این دنیا پایدار نیست و آنچه باقی میماند، ارزشهای مینوی و معنوی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
که جان پدرکرفه اندیش باش
بیآزار و به دین و خوش کیش باش
چو باید شدن زین جهان ای پسر
نگر تا به مینو چه بایسته تر
نباشدکس اندر جهان دیرپای
همان مینوی کرده مانده بجای