اینپیدا (است) کهآذرپاد را فرزند تنیزاد نبود، و از آن پس آیستان «نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(ت) فرهنگ برآموزم.
دربارهٔ این سروده
آذرپاد فرزندی نداشت و به دعا و نیاز به یزدان پرداخت. به زودی فرزندی به نام زرتشت به او داده شد. زرتشت به آذرپاد گفت که باید فرهنگ را بیاموزد. زرتشت پس از به دنیا آمدن، نامش را گذاشت و به او آموخت که چگونه فرهنگ را به درستی فرا گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شنیدم که دانا نبودش پسر
بنالید زی داور دادگر
بهزودی یکی خوب فرزند یافت
یکی خوب فرزند دلبند یافت
بفرمود «زرتشت» نامش پدر
مگرخیم زرتشت گیرد پسر
چو هنگام فرهنگش آمد فراز
بدین گونه فرهنگ او کرد ساز