زینت مرد به عقل است و هنر
نی به پوشاک و جلال و فرّهی
این شعر به اهمیت عقل و هنر در انسانها میپردازد و میگوید که زینت واقعی مرد به خرد و دانش اوست، نه به لباس یا ظاهری که دارد. شاعر میبیند که برخی دانشمندان در لباسهای ساده و ژنده ظاهر میشوند، در حالی که افرادی بیکمال و جاهل با لباسهای تجملاتی به چشم میآیند. او تأکید میکند که پوشش خوب نمیتواند نشاندهندهٔ عقل و شخصیت واقعی فرد باشد و ثروت ظاهری بیمحتواست. در نهایت، اشاره میکند که ارزش واقعی در درون انسانهاست، نه در لباس و ظواهر.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زینت مرد به عقل است و هنر
نی به پوشاک و جلال و فرّهی
دیدهام دانشورانی با خرد
در لباس ژنده چون عبد رهی
نیز دیدم سفلگانی بی کمال
کرده بر تن جامهٔ شاهنشهی
پوشش عالی نشان عقل نیست
فرق باشد از ورم تا فربهی
بی بها باشد لباسی کاندر او
نیست غیر از احمقی و ابلهی
کیسهٔ کرباس باشد پر بها
چون در او ریزند زرّ دهدهی
جاهل اندر جامهٔ فاخر بود
کیسهٔ ابریشمین، اما تهی