جنگ تهمورث با دیوها

رهنمون‌

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بود با اهریمنان دانش‌فزون

پختن و معماری و رمی و فسون

۲

خط و رسم وپوشش و بافندگی

پای کوبی‌، می کشی‌، خوانندگی

۳

با دگر علم و فنون

۴

چهر آنان سر بسر بی‌موی بود

نسلزیبا روی ناخوش خوی بود

۵

مرد و زن زیبا رخ و سیمینه‌تن

زن چو مردان‌ساده‌ومردان‌چو زن

۶

جمله با مکر و فسون

۷

اصلشان‌افراشته‌، لیکن دیوخوی

بیوفا طبع و هوسران و دوروی

۸

تندحس و زود رنج و گرم‌جوش

بی‌تفکر، کم‌خرد، بسیارهوش

۹

صبرکم، شهوت فزون

۱۰

حیله و حرص و دروغ و آز و کین

مستی‌و شب گردی و قتل وکمین

۱۱

احتکار و ارتشاء و اختلاس

جنگ و دعویداریو جبنو هران

۱۲

رندی و رشک و جنون

۱۳

آدمیزادان فقیر و بردبار

مهربان و ساده‌لوح و راستکار

۱۴

مرد و زن سرگرم کار وکسب نان

روز در صحرا و شب در آشیان

۱۵

خوش دل و صافیدرون

۱۶

شغل آنان ورزش و برزیگری

گاوداری و مواشیپروری

۱۷

خانههاشانخیمه و غار و درخت

کرده از چرم ددان انبان و رخت

۱۸

حربه‌شان سنگ و ستون

۱۹

جمله با هم‌، هم‌تبار و هم‌بنه

یکدل و یکروی همچون آینه

۲۰

در خورش انباز و درکوششرفیق

پیر و برنا همدم ویار و شفیق

۲۱

از درون و از برون

۲۲

کرده بر هردوره پیری مهتری

جسته خواهر با برادر همسری

۲۳

هر پسر کاو مهتر ابنا بُدی

جانشین و وارث بابا شدی

۲۴

چون پدر گشتی نگون

۲۵

مهتی‌بن فرزند پیر اولین

پادشا بودی بر اقوام کهین

۲۶

مان و ویس و زند زیردست او

جمله دهیو بسته و پابست او

۲۷

پیش دهیوپد زبون

۲۸

کوچکان محکوم پیر خانمان

خانمان‌ها زیر حکم خاندان

۲۹

خاندان‌ها تابع زندو بدند

زندوان فرمانبر دهیو بدند

۳۰

شد به دهیو رهنمون

۳۱

ز انقلابات طبیعت‌، خیل خیل

رعد و برقو لرزه و طوفانو سیل

۳۲

قوم را گه بیم و گه امید بود

تکیه‌گهشان آتش و خورشید بود

۳۳

وین سپهر نیلگون

۳۴

لشکری مرد و زن و برنا و پیر

بر زمین هندوان شد جایگیر

۳۵

جنگ‌خونین هر طرف بالاگرفت

سنگ‌ها درکاسهٔ سر جا گرفت

۳۶

ریخت از هرکاسه خون

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار