هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خواستگار آمد و با رنج دراز

خواندهشد خطبهو شد عقد فراز

۲

خیمه کشت ازگل روبش گلشن

ناقه کشتند و شد آتش روشن

۳

زان عروسی و از آن دامادی

مادرش کرد فراوان شادی

۴

لیک از آغاز، عروس بدخوی

سر گران داشت بدان مادرشوی

۵

زال خندان به تماشای عروس

آن جفاپیشه رخ از قهر عبوس

۶

زال اگر رفتی و شیر آوردی

دختر از قهر بر آن تف کردی

۷

زال اگر آب کشیدی ز غدیر

دختر آن آب فشاندی به کوبر

۸

زال نان پختی و خوان بنهادی

دختر آن نان به ستوران دادی

۹

پسر آوردی اگر صید ز راه

متعفن شدی اندر خرگاه

۱۰

زان که گر زال زدی دست بر او

دختر آن لقمه نبردی به گلو

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار