خواستگار آمد و با رنج دراز
خوانده شد خطبه و شد عقد فراز
در این بیتها داستان یک خواستگاری و ازدواج روایت میشود. خواستگار به سختی خطبه عقد را خوانده و عروسی برگزار میشود. مادر عروس در این شادی سرشار از خوشحالی است، اما عروس خود فردی بدخلق و سختگیر است که با قهر و ترشرویی برخورد میکند. زال، که به تماشای عروس نشسته، متوجه رفتار عروس میشود و به او میگوید که اگر در زندگی زحمت کشیده و کار کرده باشد، عروس با قهر و بیاحترامی به او پاسخ میدهد. این وضعیت به وضوح نشاندهنده مشکلات و تنشها در زندگی زناشویی تازهکاران است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواستگار آمد و با رنج دراز
خوانده شد خطبه و شد عقد فراز
خیمه کشت ازگل روبش گلشن
ناقه کشتند و شد آتش روشن
زان عروسی و از آن دامادی
مادرش کرد فراوان شادی
لیک از آغاز، عروس بدخوی
سر گران داشت بدان مادرشوی
زال خندان به تماشای عروس
آن جفاپیشه رخ از قهر عبوس
زال اگر رفتی و شیر آوردی
دختر از قهر بر آن تف کردی
زال اگر آب کشیدی ز غدیر
دختر آن آب فشاندی به کوبر
زال نان پختی و خوان بنهادی
دختر آن نان به ستوران دادی
پسر آوردی اگر صید ز راه
متعفن شدی اندر خرگاه
زان که گر زال زدی دست بر او
دختر آن لقمه نبردی به گلو