مذمت مگس (ذوبحرین)

داستان «‌خرفستر»

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بشنوی ار گفتهٔ پیر مغان

گیری ازین دیو چه آه و فغان

۲

خلقتش از دیو شد اینشوم ذات

کشتن وی زان بود از واجبات

۳

مؤبدی این قصهٔ خرفستران

گوید و بس نکتهٔ حکمت در آن

۴

کیک و مله کژدم و مار و مگس

اشپش و زنبور و از این جنس بس

۵

ساخته ز اندیشهٔ اهریمن‌اند

مایهٔ آزردن مرد و زن‌اند

۶

وز پی اجر من و تو در شمار

داد بر این طایفه جان‌، کردگار

۷

وین مگس آمد سر اهریمنان

خلقی از او بر سر و سینه‌زنان

۸

عافیت از هیبت او در گریز

شیر نر از صدمت او اشگریز

۹

عاجز از او آدمی و چارپا

تیره از او مسکن و صحن سرا

۱۰

بر بشر از زلزله فتاک‌تر

وز سگ و گرک گله بی‌باک‌تر

۱۱

چون سگ دیوانه و چون گرگ و مار

کشتن او فرض بر اهل دیار

۱۲

وز سگ دیوانه و از مار و گرگ

زحمتش افزون‌تر و هولش بزرگ

۱۳

در همه عمری سگ دیوانه‌ای

بینی و ماری شده از لانه‌ای

۱۴

وین بتر از عقرب و مار و رطیل

حمله‌ور آید سوی ما، خیل‌خیل

۱۵

پیشهٔ او کشتن اولاد ما است

کشتن او فرض بر افراد ماست

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار