کارنامهٔ زندان

بخش ۸۳ - در صفت زن خوب

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زن‌شناسم به روی همچو نگار

مالک ملک و درهم و دینار

۲

مشربی باز و فکرتی روشن

بی عقیدت به گلخن و گلشن

۳

شوهری زشت و ابله و بدخو

با زنان بلایههم‌زانو

۴

این‌چنین زن اگر رود به حریف

یاگزیند یکی رفیق ظریف

۵

هست کمتر به فتوی بنده

در بر عقل و عرف شرمنده

۶

پای مذهب نیاید ار به میان

نتوان کرد سر منع بیان

۷

هست بهرش گشاده راه ورود

منعمفقود و مقتضی موجود

۸

با چنین حال پارساکیش است

پاسدار شرافت خویش است

۹

ترک عهد وفا نکرده هنوز

دست از پا خطا نکرده هنوز

۱۰

اینت اعجوبه و دلیر زنی

قهرمانی بزرگ و شیرزنی

۱۱

افتخار رجال و فخر نساست

او نه زن‌، سرو بوستان وفاست

۱۲

راستی کفش پای این سره‌زن

به از آن مرد ابله کودن

۱۳

که به چونین زنی وفا نکند

خاک پایش به دیده جا نکند

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار