چون اساس زمانه گشت درست
عدل و ظلم اندر آن تعین جست
در این شعر، شاعر به بررسی مفهوم عدل و ظلم در زمانهای میپردازد که بر اساس حرکت اجرام آسمانی و نظم طبیعی شکل گرفته است. او توضیح میدهد که عدل و راستی به دوام و بقای انسانها و موجودات کمک میکند، در حالی که ظلم و فساد باعث سقوط و نابودی میشود. همچنین به این نکته اشاره میکند که هر چیزی که خارج از نظم و قاعده باشد، بیفایده است و از بین میرود. در نهایت، شاعر بر اهمیت عقل و آگاهی تأکید میکند و میگوید که فردی که از عقل استفاده کند، در مسیر راستی قرار میگیرد و به زندگی سهلتری دست مییابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون اساس زمانه گشت درست
عدل و ظلم اندر آن تعین جست
جذب و دفعی به روی کار آمد
چرخ و اجرام آشکار آمد
اختری راست و اختری کج رفت
و اختری مارپیچ و معوج رفت
بر سر بام لاجورد نگار
گرم جنبش شدند و گشت و گذار
آن که سیرش در استقامت بود
ماند باقی بر این سپهر کبود
وان که از عدل و راستی و نظام
بود بیرون، دراوفتاد از بام
هرکه جز راستی نمود نماند
هرچه بیرون ز عدل بود نماند
از میان رفت ظالم و مظلوم
عدل و ترتیب ماند و نظم و رسوم
هم به روی زمین ز موجودات
مردم و جانور، جماد و نبات
عادل و ظالمند و شوم و سعید
زشت و زیبا و نامفید و مفید
آنچه بیرون ز نظم و قاعده است
گم شود کان تهی ز فایده است
آنچه را فایدت بود بسیار
او بگیرد به روزگار قرار
هرچه بیفایده است چون کف و دود
از جهان ناپدید گردد زود
هرکه از عقل دستیار گرفت
در صف راستان قرار گرفت
تهی از ظلم و جهل می گردد
زندگانیش سهل می گردد
ظلم جهل است و جهل تاریک است
راه این فرقه سخت باریک است