کارنامهٔ زندان

بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانواده

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

این کشاکش بسی نگشت دراز

که شدند آن چهار تن دمساز

۲

دل این جنس خوبروی ظریف

هست مانند آبگینه لطیف

۳

که به اندک فشار می‌شکند

پیش سختی مقاومت نکند

۴

زن در اول چو موم سرد بود

دیر پذرای نقش مرد بود

۵

دیرپذرای و خویشتن‌دار است

سخت‌کوش و محافظت‌کار است

۶

لیک چون گرم گشت در کف مرد

غیر نرمی چه می‌تواند کرد

۷

مومچون گشت گرمو نیمه گداخت

هرچه خواهی ازو توانی ساخت

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار