داشت اصرار شوهر نادان
که شود زن مطاوع وجدان
در این شعر، شاعر به یک شوهر نادان اشاره میکند که از همسر خود میخواهد که در حضور مردان بیگانه، چهرهاش را نپوشاند، به ویژه در مورد یک جوان باهوش. این درخواست همسر را آشفته و ناراحت میکند و او از رفتار شوهرش ناراضی است. هر چه شوهر بیشتر تلاش میکند، همسرش بیشتر سعی میکند تا خود را از نگاه دیگران بپوشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
داشت اصرار شوهر نادان
که شود زن مطاوع وجدان
رخ نپوشد ز مرد بیگانه
خاصه زان نوجوان فرزانه
زن ازین گفتههاکسل میشد
قهر می کرد و تنگدل میشد
به حذر بود ازآن طریقه شوی
وبژه از آن رفیق تازهٔ اوی
سادهدل هرچه بیش میکوشید
زن رخ از غیر بیش میپوشید