کارنامهٔ زندان

بخش ۱۹ - در فایدهٔ علوم

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

علم از بهر چیست ای استاد

تاکه گیتی شود به علم آباد

۲

علم بهر خیالبافی نیست

کار دانش بدین گزافی نیست

۳

باید از علم سود برخیزد

چون درختی کز او ثمر خیزد

۴

هرکه از علم بهره‌ورگردد

مایه ی راحت بشر گردد

۵

گرچه علم تو پیچ در پیچ است

چون نپیوست با عمل هیچ است

۶

عملت نیز اگر نداشت ثمر

هست چون علم بی‌عمل ابتر

۷

عالم بی‌ثمر دغل باشد

راست چون علم بی‌عمل باشد

۸

پس تو ای مرد ذوفنون اجل

داد هر علم چون دهی به عمل‌؟

۹

ور بهیک فن عمل کنی کم و بیش

آن دگرها چه می کشی با خویش

۱۰

آن که را خنگ راهوار بود

از جنیبت کشیش عار بود

۱۱

ورنمایی عمل به جمله علوم

لقبت نیست جز جهول و ظلوم

۱۲

گرتو علم از برای آن خواهی

که بدان قدر دوستان کاهی

۱۳

اندر آیی به حلقهٔ فضلا

بنشینی به صدر عزّ و علا

۱۴

لب گشایی و گفتن آغازی

اصطلاحی‌، دو سه‌، بیان سازی

۱۵

مرد یکفننشستهخامشو پست

تو ز شاخی‌به‌شاخه‌ای‌زده دست

۱۶

با همهعلم‌ها برآیی راست

جز بهعلمی که اوستاش آنجاست

۱۷

گر درآیی به محفل علما

ویژگان علوم ارض و سما

۱۸

هریکی خاص گشته در هنری

یافته از رموز آن خبری

۱۹

مانی آنجای همچو خر بوحل

ننهندت به قدر پشه محل

۲۰

پیش نادان مثل به دانایی

پیش دانا مثل به کانایی

۲۱

تو به کاری نیایی ای مسکین

بهتر از تست مرد سرگینچین

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار