برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم
تا کی طلب روزی ننهاده کنیم
این شعر به دعوت به برخاستن و آزاد شدن از غم و اندوه میپردازد. شاعر از شنونده میخواهد که دیگر در انتظار روزی نماند و به زندگی و لذتهای آن توجه کند. او به این نکته اشاره میکند که زمان به سرعت میگذرد و باید از زیباییها و خوشیهای زندگی بهرهبرد. در نهایت، این شعر تأکید میکند که باید به فکر خویش بود و از لحظات خوش زندگی بهرهمند شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم
تا کی طلب روزی ننهاده کنیم
آخر که گل ما به سبو خواهد رفت
کن فکر سبویی که پر از باده کنیم