دیشب من و پروانه سخن میگفتیم
گاه از گل و گه ز شمع، میآشفتیم
در دی شب، من و پروانه صحبت میکردیم و گاهی هم از گل و شمع ناراحت میشدیم. اما صبح که شد، نه من باقی ماندم و نه پروانه، و گل هم ریزش کرد و همه ما رفتیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیشب من و پروانه سخن میگفتیم
گاه از گل و گه ز شمع، میآشفتیم
شد صبح نه پروانه به جا ماند و نه من
گل نیز پر افشاند که ما هم رفتیم