ای شمع شبستان من، ای مام گرام
رفتی و سیه شد به من از غم ایام
در این شعر، گوینده از غم فقدان معشوقش سخن میگوید و به نور و روشنی که آن شخص برای او به ارمغان آورده اشاره میکند. وقتی معشوق رفته، زندگی گوینده تاریک شده و او به شدت دلتنگی و اندوه خود را نشان میدهد. او خود را مانند فانوس میداند که شمعش خاموش شده و دیگر نوری ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای شمع شبستان من، ای مام گرام
رفتی و سیه شد به من از غم ایام
بر قبر تو اوفتادم ای گمشده مام
چون فانوسی که شمع آن گشته تمام