ای برده گل رازقی از روی تو رشک
در دیدهٔ مه ز دود سیگار تو اشک
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارههای دلنشین به عشق و احساسات خود اشاره میکند. او به محبوب خود (که او را "برده گل رازقی" مینامد) میگوید که زیباییاش باعث حسادت ماه میشود. شاعر از دل دردناک و غمزدهاش میگوید و در پاسخ به او میشنود که تنها راه تسکین دلش، فراهم کردن آرامش و شادی است که به نظر میرسد محقق شدن آن دشوار باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای برده گل رازقی از روی تو رشک
در دیدهٔ مه ز دود سیگار تو اشک
گفتم که چو لاله داغدار است دلم
گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک