زین مردم دلسیاه، رخ دارم زرد
بیدردی خلق دردم افزود به درد
این ابیات نشاندهنده احساس عمیق درد و غم گوینده است. او از دل سیاه مردم و رخ زرد خود میگوید که به خاطر بیدردی و بیاحساسی دیگران، دردش بیشتر شده است. در نهایت، به ناچاری به خوردن خون اشاره میکند که نمادی از تحمل و تحمل درد است و بیانگر حس ناامیدی و یأس اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زین مردم دلسیاه، رخ دارم زرد
بیدردی خلق دردم افزود به درد
جز خوردن خون دگر چه می شاید کرد
خون باید خورد و باز خون باید خورد