افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
فریاد، که فریادرسی پیدا نیست
این شعر به احساس ناامیدی و تنهایی شاعر اشاره دارد. او به دنبال انسانی دلسوز و یاریرسان میگردد، اما متوجه میشود که هیچکس در اطراف نیست که به فریادش برسد. شاعر از خود میپرسد چرا هیچکس پاسخگوی درخواستهای او نیست و این نشاندهنده احساس عدم ارتباط و فقدان حمایت در زندگیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
فریاد، که فریادرسی پیدا نیست
بس لابه نمودیم و کس آواز نداد
پیداست که در خانه کسی پیدا نیست