در ماتمت ای ملک، ملک خون بگریست
وز سوز تو در افق فلک خون بگریست
در این شعر، شاعر به وصف غم و سوگواری میپردازد که به خاطر از دست دادن یک ملک و عظمت او به وجود آمده است. او بیان میکند که این غم تا آسمانها کشیده شده و حتی زمین نیز با این اندوه پر از گریه شده است. شاعر به عظمت و کمال آن ملک اشاره میکند و میگوید که با فقدان او، جهان به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و در سوگ او گریسته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در ماتمت ای ملک، ملک خون بگریست
وز سوز تو در افق فلک خون بگریست
تا خاکنشین شدی تو ای گنج کمال
زین غصه سماک بر سمک خون بگریست