رباعیات

شمارهٔ ۱۷

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست

ز انگور بگیر خون و ده در رگ و پوست

۲

عشق من و تو قصهٔ مشت است و درفش

جور تو و دل صحبت سنگ است و سبوست

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار