از دامن کوه لاله ناگه برجست
گلگونرخی و تیشهٔ سبزی در دست
این شعر به تصویر کشیدن یک لحظه زیبا و شگفتانگیز است. این لحظه، ظهور شخصیتی است که با چهرهای گلگون و تیشهای سبز در دستانش از دامن کوه بیرون میآید. او همانند فرهاد، قهرمان افسانهای، به نظر میرسد که از زمین برخاسته و بر سنگی نشسته است. این توصیف، حس قدرت و زیبایی را در کنار هم نشان میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از دامن کوه لاله ناگه برجست
گلگونرخی و تیشهٔ سبزی در دست
با فرق سر دریده گویی فرهاد
از خاک برون آمد و بر سنگ نشست