مستزادها

رباعی مستزاد

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند

در طرف چمن

۲

وز جور و جفای دهر با هم گفتند

بسیار سخن

۳

شد صبح‌، نه پروانه به جا بود و نه شمع

ناگاه صبا

۴

بر گل بوزید و هر دو با هم رفتند

من ماندم و من

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار