مسمطات

تا کی و تا چند؟

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای وطن‌خواهان‌سرگشته وحیران‌تاچند؟

بدگمانو دو دل و سر به گریبانتا چند

۲

کشور دارا، نادار و پریشان تا چند؟

گنج کیخسرو در چنگ رضاخانتا چند

۳

ملک افریدون پامال ستوران تا چند؟

۴

...

...

۵

...

...

۶

ای عجب دانا، بازیچهٔ نادان تا چند؟

۷

...

...

۸

...

...

۹

بهر نانی دل یک طائفه بریان تا چند؟

۱۰

یارب این کینه و این ظلم دمادم تاکی

دل ایرانی‌، آماجگه غم تا کی

۱۱

پشت احرار به پیش سفها خم تاکی

ظلم ضحاکان‌، در مملکت جم تا کی

۱۲

سلطهٔ دیوان در ملک‌سلیمان تا چند؟

۱۳

تا به کی شحنه و یارانش نمایند ستم

چند ملت را دوشند، بمانند غنم

۱۴

آن یک ازپرخوری و فربهی آورده ورم

وآن دگر از غلیان خون‌، گردیده دژم

۱۵

مابقی لاغر، همچون نی غلیان تا چند؟

۱۶

...

...

۱۷

...

...

۱۸

تیغ بهرام درین زاویه پنهان تا چند؟

۱۹

محتسب راهزن و شحنه کمند انداز است

جیش‌،‌ غارتگر و سرخیلسپه جانباز است

۲۰

ره به هر بدگهری‌، بدکهران را باز است

لوحش‌الله که بههر حسن وطنممتاز است

۲۱

زینسپسناشدنش روضهٔرضوان تا چند؟

۲۲

حفظ ناموس به هرجا شرف نظمیه است

شرف و ناموس اینجا، هدف نظمیه است

۲۳

صف آدم کشی وننگ‌، صف نظمیه است

اختیار شه و کشور به کف نظمیه است

۲۴

نشده ری کف خاکستر از ایشان تا چند؟

۲۵

باید از ملت‌، مردی بدر آید چاک

یابد از دور فلک‌، طالع و هوش و ادراک

۲۶

انقلاب است که آرد گهری چونین پاک

تا صدف گیرد چونین گهری را ز افلاک

۲۷

دیر باریدن آن ژالهٔ نیسان تا چند؟

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار