ای گلبن زرد نیم مرده
وی باغچهٔ خزان رسیده
این شعر به توصیف وضعیتی غمانگیز و پریشان در طبیعت و جامعه میپردازد. شاعر به زردی و پژمردگی گلها، خزان باغها و دلتنگی بلبلها اشاره میکند و از حالتی غمزده و بیاحساسی میگوید. او از دوران گذشته و نمادهای آن یاد میکند و به فصل نوبهار اشاره میکند که زمان تغییر و renewal است. شاعر از همه میخواهد که برای اصلاح و نوسازی دست به کار شوند و از افکار قدیمی و وضعیت کهنه رها شوند. او بر لزوم تغییر، نوآوری و اصلاح امور تأکید دارد و بر این باور است که برای بهبود وضعیت، باید اقداماتی اساسی انجام داد. این تغییر و تحول موجب احیای زندگی و انرژی تازه در جامعه خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای گلبن زرد نیم مرده
وی باغچهٔ خزان رسیده
ای بلبل داغ دل شمرده
وی لالهٔ زار داغ دیده
ای سبزهٔ چهره زرد کرده
صد تیرگی از خزان کشیده
وی کام دل از چمن نبرده
وی طعنه ز باغبان شنیده
برخیز که فصل نوبهار است
ای کودک عهد پهلوانی
وی بچهٔ روزگار سیروس
ای کام گرفته از جوانی
در عهد سپندیار و کاوس
ای رسته به فر خسروانی
از چنگ صد انقلاب منحوس
هان عهد تجدد است، دانی
کز حلقه و بند عهد مطموس
هنگام شکستن و فرار است
گویندکه نو شدهاست،هیهی
این کهنهٔ شش هزار ساله
کی پیر، که کرده عمرها طی
گردد به دو ساعت استحاله
تجدید قوا کنید در وی
تارنج هرم شود ازاله
اصلاح کنید عهدش از پی
تا نوگردد که لامحاله
این کهنه بهدوش دهر بار است
هر چیز که پیر شد بگندد
وآن پیر که گنده شد بمیرد
زیور به عجوز برنبندد
تدبیر به پیر در نگیرد
ویرانه، نگار کی پسندد
افتاده، قرار کی پذیرد
خواهید گر این کسل بخندد
خواهید گر این کهن نمیرد
درمان و علاجش آشکار است
بایست نخست کردش احیا
ز اصلاح مزاجی و اداری
و آنگاه به پای داشت او را
با تقویت درستکاری
وز برق تجددش سراپا
نو کرد به فرّ کردگاری
تجدید فنون و علم و انشا
اصلاح عقیدتی و کاری
نو کردن کهنه زین قرار است