مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم
داد دیشب به مه روزه یک اولتیماتوم
در این شعر، شاعر به وقایع ماه شوال و عید رمضان اشاره میکند و از تنشها و درگیریها بین کشورهای مختلف مانند بلژیک و پروس سخن میگوید. او به مشکلات و نارضایتیها در جامعه با توجه به تعطیلات مذهبی و فشارهایی که مردم تحمل میکنند، اشاره میکند. شاعر از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران نیز نگران است و خواستار اصلاحات و توجه به پیشرفت کشور از سوی شاه میشود. او تأکید میکند که اگر شاه به اصلاحات و بهبود وضعیت کشور بپردازد، ایران میتواند به بهشت و آبادانی نزدیک شود. در مجموع، شعر نگاهی انتقادی به وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد و به امید اصلاحات و بهبود شرایط میاندیشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم
داد دیشب به مه روزه یک اولتیماتوم
گفت بایکوت عمومی را بردار ز خم
در خمخانه کن آزاد به روی مردم
هم خود از ملک ده استعفا تا پاس نهم ورنه ار پاس دهم باش خود آماده به جنگ
کرد عید رمضان بر زبرتخت جلوس
ز می و مطربش اردو، زنی و چنگش کوس
تاخت برروزه چوبربابل جیش سیروس
یا چو بر شهر «لیژ» لشکر جرار پروس
رمضان کرد چو بلژیک رخ از کینه عبوس گشت تسلیم و بیفکند ز کف توپ وتفنگ
روزه چون صرب بلرزند زبیم کیفر
عید شوال چو اطریش بزد کوس ظفر
لشکری راند که جوید ز عدو کین پسر
رمضان جای تهی کرد و شد از پیش بدر
بر سپاه رمضان توپ وی افکند شرر بلگراد آسا بر شد ز مه روزه غرنگ
خیل زهاد ریایی چو سپاه بلژیک
داده سرمایه و با آه و اسف گشته شریک
عرشه ی منبر، خالی و شبستان تاریک
خلق از روزه گریزند ز دور و نزدیک
اهل تدلیس فراری شده ز اهل پلتیک همچنان کز سپه آلمان اردوی فرنگ
ملک ایران احمدشه پاکیزه سرشت
که به پیشانیش ایزد خط انصاف نوشت
تاکه این شاه به سرتاج جهانبانی هشت
کار نیکو شد و هرگز نشود نیکو زشت
ملک ازو گردد معمورتر از باغ بهشت خاک ازو گردد آبادتر از خاک فرنگ
تا اجانب را با هم سر کین است و نقار
باید این شاه به اصلاح وطن بندد کار
چاره ی خستگی ملک کند زین دو سه چار
صنعت و علم و تجارت شرف و مجد و وقار
راهآهن که ازو ملک شود با مقدار عدل و دانش که ازو خاک شود سنگین سنگ