جدا شد یکی چشمه از کوهسار
به ره گشت ناگه به سنگی دچار
در این شعر، یک چشمه از کوه جدا میشود و به سنگی بر میخورد. چشمه به سنگ میگوید که راهی برای او باز کند، اما سنگ به او بیاعتنایی میکند و پاسخ نمیدهد. چشمه با تلاش و جدیت شروع به کندن سنگ میکند و پس از کوشش بسیار، موفق میشود راهی برای خود باز کند. پیام این شعر این است که با تلاش و پشتکار میتوان بر موانع غلبه کرد و به خواستهها دست یافت. حتی اگر در ابتدا به نظر برسد کار دشواری است، امید و پایداری در کار منجر به موفقیت میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جدا شد یکی چشمه از کوهسار
به ره گشت ناگه به سنگی دچار
به نرمی چنین گفت با سنگ سخت:
کرم کرده راهی ده ای نیکبخت
گران سنگ تیره دل سخت سر
زدش سیلی و گفت: دور ای پسر!
نشد چشمه از پاسخ سنگ، سرد
به کندن در اِستاد و ابرام کرد
بسی کند و کاوید و کوشش نمود
کز آن سنگ خارا رهی برگشود
ز کوشش به هر چیز خواهی رسید
به هر چیز خواهی کماهی رسید
برو کارگر باش و امّیدوار
که از یاس جز مرگ ناید به بار
گرت پایداریْسْت در کارها
شود سهل پیش تو دشوارها