به من بر مسلم شد این نکته باز
که مردم به گیتی بماند دراز
این متن درباره تأملات و اندیشههای شاعر درباره زندگی و کسب و کار انسانهاست. او به این نکته میرسد که مردم میتوانند در زندگی به خوشی و طول عمر دست یابند به شرطی که بیش از حد درگیر دغدغههای روزمره نشوند و فقط به تأمین نیازهای اساسی مانند خوراک و خواب فکر کنند. شاعر به اهمیت کار و تلاش در زندگی تأکید میکند و میگوید که انسان باید بر روی کار و روزی خود تمرکز کند و از اندیشیدن به مسائل غیرضروری مانند مقام و سن بپرهیزد. او همچنین به نقش خوشزبانی و مهربانی در روابط اجتماعی و تأثیر آن بر موفقیت در کسب و کار اشاره میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت زراعت و کار کشاورزان میپردازد و آن را بنیادی برای ساختن زندگی و تأمین نیازهای جامعه میداند. او با اشاره به آموزههای زردشت، برزیگری را به عنوان ستون و بنیاد جهان معرفی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به من بر مسلم شد این نکته باز
که مردم به گیتی بماند دراز
بهشرطی که فکرش نگیرد شتاب
مگرسویآمیزشو خورد و خواب
بباید کش از این سه فکرت برون
نباشد دگر فکرتی رهنمون
چو شب از سر روز تاج افکند
خورد شام و تن در دواج افکند
چو از خاوران روز شد آشکار
پی کسب روزی بچسبد به کار
غم گردش ماه و سالیش نه
بجز فکر روزی خیالیش نه
نه فکر بزرگی و میری کند
نه اندیشه از روز پیری کند
نه او را غم حال بانو بود
که بانوی او نیز چون او بود
نه در دل غم کودک بیزبان
که پروردگارش بود مهربان
اگر باشد اندر هنر خبرتش
به هر کار یزدان کند نصرتش
کند تکیه بر صنع و نیروی خوبش
به عقل و هش و زور بازوی خویش
وگر پیشهور با ترازو بود
ترازوش سرمایهٔ او بود
بویژه که شیرینزبانی کند
به خلق خدا مهربانی کند
چو شد عدل میل ترازوی او
بود میل هر مشتری سوی او
چو نیکوسخنبود و حاضرجوا ب
شود بهتر از مشتری کامیاب
وگر ترشرو بود و بیرای و هوش
بود کم خریدار و اندکفروش
بداگر خرید و فروش اندکست
دو ده نیم بهتر ز یک ده یک است
وگر کشتکار است و برزیگرست
مر او را زمین و زمان یاور است
به پاییز بندد کمر استوار
برد آب و حاضر کند کشتزار
چهار آخشیجان بود یار او
طبیعت کند سعی درکار او
که گفتار زردشت پیغمبر است
ستون جهان مرد برزیگر است