ادیبی زبان در طلاقت زبون
همی لام را خواند پیوسته نون
این شعر درباره اهمیت آموزش و یادگیری صحیح زبان است. نویسنده به توصیف یک کودک نوآموز میپردازد که در یادگیری حروف الفبا دچار مشکل است و حرف "الف" را به نادرستی میخواند. معلم از این مسأله ناراحت میشود و کودک را تنبیه میکند. اما وقتی پدر کودک میفهمد که او هنوز اشتباه میخواند، متوجه میشود که مشکل در یادگیری و هدایت اوست. در نهایت، با دقت و راهنمایی صحیح، کودک توانایی مییابد که "الف" را درست بخواند. شعر به طور کلی بر این نکته تأکید دارد که انسان باید ابتدا خود را اصلاح کند و سپس به دیگران کمک کند. نویسنده تأکید میکند که اگر کسی در خود نیکوی را ببیند، میتواند به دیگران نیز نیکی بیاموزد. در نهایت، گفتار و کردار نیک باید در یک راستا قرار داشته باشند تا تأثیرگذار باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ادیبی زبان در طلاقت زبون
همی لام را خواند پیوسته نون
نوآموزی او را به چنگ اوفتاد
معلم به درسش زبان برگشاد
بدان کودک خرد، جای الف
کنف یاد داد آن ادیب خرف
بهناچار الف را انف خواند خرد
معلم برآشفت وگوشی فشرد
بدو گفت انف چیست میخوان انف
فروخواند کودک به فرمان انف
دگر باره آشفت استاد پیر
بزد بانگ برکودک ناگزیر
نوآموز روزی ببود اندر آن
انفخوان و گریان و سیلیخوران
شبانگه پدر درکنارش نشاند
که امروز پور گرامی چه خواند؟
به شب همچنان کودک دلفروز
الف را انف خواند مانند روز
پدرگفت انف چیست جان پدر
الف گفت باید بسان پدر
چو بشنیدکودک الف را درست
الفرا الفخواندچالاکو چست
چسان از انف میشود منصرف
که نشنیده جز فا و نون الف
تو خود فا و لام و الف راست گوی
پس از دیگران گفتهٔ راست جوی
تو بر نیکویی پشت پا میزنی
پس آنگه به نیکی صلا میزنی
تو بد را نخستین ز خود دورکن
سپس دیگران را ز بد دورکن
تبآلوده درمان تب چون کند
«رطبخورده منع رطب چون کند»
چو حاکم کند می شبانگاه نوش
نبندد به حکمش دکان، میفروش
کسان بهره یابند از آثار خویش
که خود کار بندند گفتار خوبش
اگر گفته نغز است و دل نغز نه
بلوطی بود کاندر آن مغز نه
و گر دل درست است و گفتار سست
از آن گفته یک دل نگردد درست