یکی پادشا خانهزآهن بساخت
شبی آتش افتاد و آهن گداخت
در این ابیات، پادشاهی خانهای از آهن میسازد، اما شبی آتش به آن میافتد و آهن ذوب میشود. سپس تلاش میکنند بفهمند که چه چیزی باعث این آتش شد و چرا چنین شراری بهوجود آمده است. در نهایت، پس از جستجو و بررسی بسیار، به این نتیجه میرسند که دود و آتش به خاطر ضعف و ناتوانی قلب مردم بیگناه بوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی پادشا خانهزآهن بساخت
شبی آتش افتاد و آهن گداخت
پژوهش گرفتندکآن از چه بود
شراری چنین بیامان از چه بود
پس از جهد بسیار بردند راه
به دود دل عاجزی بی گناه