مثنویات

شمارهٔ ۴۸ - خانهٔ آهن

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یکی پادشا خانه‌زآهن بساخت

شبی آتش افتاد و آهن گداخت

۲

پژوهش گرفتندکآن از چه بود

شراری چنین بی‌امان از چه بود

۳

پس از جهد بسیار بردند راه

به دود دل عاجزی بی گناه

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار