چو می خوردی خیال بد میندیش
که از مستی خیال بد شود بیش
این اشعار به مضرات نوشیدن الکل و تأثیرات منفی آن بر رفتار و روابط اجتماعی اشاره دارد. شاعر میگوید که در حالت مستی، انسان ممکن است افکار و احساسات بدی داشته باشد که در نهایت باعث مشکلات جدی میشود. اگر کسی در وضعیت مستی تصمیمات نادرستی بگیرد، مانند طلاق یا زشت گفتن به دوستان، این کارها میتواند روابط را به شدت آسیب بزند و باعث رنجش شوند. شاعر توصیه میکند که به جای نوشیدن مشروبات الکلی و دچار مشکلات شدن، بهتر است به اصلاح خود بپردازیم و از می دوری کنیم، چون عقل و آرامش در پرهیز از الکل وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو می خوردی خیال بد میندیش
که از مستی خیال بد شود بیش
خیال بد چو افزون شد، شر آرد
به ناگه عمر مظلومی سر آرد
زن ار داری دهی ناگه طلاقش
پس آنگه زار نالی در فراقش
پسر گر داری او را حیز خوانی
وزین حرفش سوی حیزی کشانی
رفیق ار داری او را زشت گویی
بهتو خشم آورد زین زشتخویی
به نزدیکان فرستی زشت پیغام
بهٔاران میدهی صدگونه دشنام
چو کشتی کینه در قلب صمیمان
ندارد سود اگر گشتی پشیمان
چو رنجیدند یارانت کماهی
نبخشندت اگر صد عذر خواهی
نبخشندت وگر بخشند ناچار
تنک مغزت بخوانند وسبکسار
به مستی فکر بد جان را عذابست
وگر هرگزننوشی می، صوابست
به جای آن که در اصلاح کوشی
همان بهتر که هرگز می ننوشی
ز من گر بشنوی از می بکش دست
سگ دیوانه به از مردم مست