ماییم و دلی ز عشق صد چاک
آشوب سپهر و آفت خاک
این شعر به توصیف حال و روز عاشقان و درد و رنجی که از عشق و جدایی میکشند میپردازد. شاعر با به کار بردن تصاویری از شکستگی، چرخش زمان و آسمان، بیانکننده عمق احساساتی است که در دل دارد. او به این نکته اشاره میکند که در عین داشتن غم و رنج، در جستوجوی حقیقت و معنا هستند. شعر نشاندهنده تلاطمات و کشمکشهای درونی دلهای عاشق است که با وجود مشکلات و مصائب، همچنان به راه خود ادامه میدهند و در پی دستیابی به گنج واقعی و عشق ماندگارند. به طور کلی، مضمون شعر حول محور عشق، درد، امید و جستوجو برای معنای واقعی زندگی میچرخد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ماییم و دلی ز عشق صد چاک
آشوب سپهر و آفت خاک
چون رای منازعت نماییم
چنبر از چرخ برگشاییم
از پنجهٔ ما جهان، جهان نیست
وز دیدهٔ ما نهان، نهان نیست
ما راست به خستگان راهی
ما راست به بستگان کماهی
صد آینهٔ جهاننمایی
صد ناخنهٔ گرهگشایی
در کنج شکستگی نشسته
در بر رخ انتظار بسته
بسته ره پویه، و آسمان پوی
در خانهٔ خویشتن جهانجوی
در دل دو هزار غم نهفته
یک حرف ازآن به کس نگفته
صد ره زده پنج نوبت داد
در هفت اقلیم و چار بنیاد
از دیده طریق دل ببسته
وز اشگ روان به گل نشسته
از بار فراق، چفته چون تاک
وآتش زده زآب دیده بر خاک
آنان که دلی چون گنجشان بود
جانخستهٔ درد و رنجشان بود
ما نیز قرین درد و رنجیم
لیکن ماریم خود، نه گنجیم
ای گنجدلان حکمتاندوز
مار افسایان کیمیا توز
ماربم و به مهره خصم خویشیم
جمله سر و بن شرنگ و نیشیم
ماریم و هوای گنج دایم
چون مارگزیده رنج داریم