ابوسعید که اوراست اختر مسعود
به اوج عزت چون شمس تابناک و جلی
این متن درباره شخصیت والای ابوسعید است که در اوج عزت و مقام قرار دارد و به عنوان شخصیتی با طینت الهی و رابطهای عمیق با ولایت علی (ع) توصیف میشود. شاعر از خداوند درخواست میکند تا او را در رفتار و کردار گیرد و بر عظمت و کمال خدا تأکید میکند. همچنین به این مسئله اشاره میکند که در زمانه خود، ابوسعید یکتا و بینظیر است. شاعر از ضرورت دوری از افرادی که شایستگی او را نداشتهاند، سخن میگوید و اشاره میکند که او ولی امام و مولا دارد که برایش اهمیت زیادی دارد. در پایان، شاعر به دشمنان ابوسعید هشدار میدهد که هر کسی با او به مخالفت برخیزد، با سرنوشت بدی مواجه خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ابوسعید که اوراست اختر مسعود
به اوج عزت چون شمس تابناک و جلی
حسین اسم و حسن رسم آن که طینت او
خود از ازل بسرشته است با ولای علی
به جان اوست مرکب سعادت ابدی
به ذات اوست مخمر شرافت ازلی
خدایگانا ای آن که در جمال وکمال
به عصر خویش کنون بیشبیه و بیبدلی
فروغ دیدهٔ ملکی و دودهٔ شرفی
چراغ دیدهٔ مجدی و دیدهٔ دولی
شنیدهام یکی از شاعران ستوده تو را
که کارها همه را می کنی تو زبر جلی
هماره کممحلی بایدت بدین اشخاص
که نیست چارهٔ ایشان بغیر کم محلی
خدایگانا از من بگو به آن شاعر
که گفته بود: مر او را نه قیمی نه ولی
مرا ولی است ولی خدا و حجت عصر
مراست قیم و قیوم، رب لمیزلی
ز بعد لطف خدا و ائمهٔ اطهار
مرا تو قبلهٔ امید و کعبهٔ املی
بلی اگر نظری باید از امام مرا
به تو کنند حوالت که خالی از خللی
بهحق خالق یکتا هرآن که خصم تو شد
دو تا شود قدش از ضرب ذوالفقار علی