مانده بود از امتیاز دارسی
با حساب پارو با پیرار سی
این شعر به انتقاد از امتیاز دارسی میپردازد، که به موجب آن، منابع نفت ایران در اختیار یک شرکت انگلیسی قرار گرفت. شاعر با اشاره به ناراحتی مردم ایران، از آثار منفی این امتیاز بر روی زندگیهای مختلف، از جمله مردم فقیر آبادان و مردم سایر نقاط کشور مانند آذریها، مشهدیها و فارسیزبانها بحث میکند. او همچنین به یک شاعر دانا اشاره میکند که در مورد تاریخ این امتیاز سؤال کرده و پاسخ میگیرد که آن امتیاز لغو شده است. شاعر به طور کلی بر تأثیرات منفی این امتیاز بر ملت ایران تأکید دارد و بر لزوم آگاهی و حساسیت نسبت به چنین مسائل اقتصادی و سیاسی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مانده بود از امتیاز دارسی
با حساب پارو با پیرار سی
خلق ایران سرگران زین امتیاز
ز آذری و مشهدی و فارسی
اهل آبادان فقیر و پر ز نفت
لندن و پاریس و ناپل و مارسی
پهلوی آن کهنه کاغذ بردرید
چون برنده تیغ، نسج گارسی
شاعری دانا که بود استاد کل
درکلام پهلوی و پارسی
سال تاریخش بپرسید از خرد
در جوابش گفت: «لغو دارسی»