دوش گفتم به دست غیب وکیل
کای مثل در بلند فیبادی
در این شعر، شاعر با زبانی طنزآمیز به موضوع آزادی اشاره میکند. او از دست غیبی میخواهد که نامش را به عنوان استاد در کمیسیون امور خارجه بنویسند. در پاسخ به او میگویند که این درخواست منطقی است و شرط آزادی همین است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که همیشه پاسخهاش سفید بوده و تعجبی ندارد که این بار هم همینطور باشد. در کل، شعر به انتقاد از پاسخهای غیرواقعی و بیمعنا در زمینه آزادی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوش گفتم به دست غیب وکیل
کای مثل در بلند فیبادی
در کمیسیون خارجه بنویس
نام این بنده را بهاستادی
داد پاسخ: سفید خواهم داد
که چنین است شرط آزادی
گفتمش مایهٔ تعجب نیست
تو همیشه سفید میدادی