زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن
شدند مردم مسکین شکار دین و وطن
این شعر به تحلیل و انتقاد از وضعیت اجتماعی و سیاسی میپردازد. شاعر به توجیهاتی چون دین و وطن اشاره میکند که باعث بدبختی و فرودستی مردم شده و آنها را به دام میاندازد. او به این نتیجه میرسد که جزئی از مشکلات بشری ناشی از سوءاستفاده از مفاهیمی چون دین و وطن است، که به جای ایجاد اتحاد و برکت، موجب فساد و اختلاف میشود. شاعر همچنین به ناپایداری قیمها و قدرتها اشاره میکند که به جای حمایت از مردم، به فکر منافع خود هستند. در نهایت، او ناامیدی از این وضعیت را با بیان اینکه خدا و زمین مادر بشر هستند، ابراز میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن
شدند مردم مسکین شکار دین و وطن
به میر و کاهن روز نخست لعنت باد
کز آن دوگشت بپا یادگار دین و وطن
ز پیش گرسنگان بهر پاس عزت خویش
گریختند به پشت حصار دین و وطن
بر اختلاف خلایق بنای دولت خویش
نهاد هرکه نمود ابتکار دین و وطن
به خیر محض نباشد جهان ولیک افتاد
بشر به دام شرور از شرار دین و وطن
خدا نیای بشر بود و خاک مادر او
فغان ز قیم نااستوار دین و وطن