قطعات

شمارهٔ ۱۴۰ - سیاست

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون پیشه‌ای شدست سیاست به‌ملک ری

شایدکه هیچ نارم ازین پیشه بر زبان

۲

از خوان و از خورش بکشم دست ناشتا

چون اوفتد یکی مگس اندر میان خوان

۳

از تشنگی بمیرد اگر شیر بنگرد

بر چشمه‌ای که سگ زده است اندرو دهان

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار