چون پیشهای شدست سیاست بهملک ری
شایدکه هیچ نارم ازین پیشه بر زبان
شاعر در این شعر به دشواریهای سیاست و حکومت در شهر ری اشاره میکند. او بیان میکند که ممکن است هیچ چیزی نتواند او را از این کار کنار بکشاند. حتی اگر از غذا و آب خود بگذارد، نگران این است که مانند مگسی که بر سر سفره میافتد، در شرایط نامساعدی قرار گیرد. او به نوعی از تلخی و ناامیدی نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی میپردازد و از بیتوجهی به مشکلات جامعه صحبت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون پیشهای شدست سیاست بهملک ری
شایدکه هیچ نارم ازین پیشه بر زبان
از خوان و از خورش بکشم دست ناشتا
چون اوفتد یکی مگس اندر میان خوان
از تشنگی بمیرد اگر شیر بنگرد
بر چشمهای که سگ زده است اندرو دهان