مگِری سردار، زان که گریه و زاری
سود ندارد در این زمانهٔ ریمن
قطعات
در این شعر، شاعر به ضرورت صبر و استقامت در برابر مصیبتها و دشواریهای زندگی اشاره میکند. او به سردار میگوید که گریه و زاری فایدهای در این عصر ندارد و هیچ چیز تغییر نمیکند. اگر عزیزان از دست بروند، باید به یاد آنها برای خود قوت قلبی پیدا کرد و زندگی را ادامه داد. شاعر تأکید میکند که باید با صبر و استقامت به سوی هدف حرکت کرد و از خود قوی و شجاع نشان دهد، چرا که دنیا به ناله و شیون گوش نمیدهد و هیچ چیز ارزش گریه و زاری را ندارد. در نهایت، او بیان میکند که باید با لباس شایسته و دل قوی در برابر بلایای زندگی ایستاد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مگِری سردار، زان که گریه و زاری
سود ندارد در این زمانهٔ ریمن
رفته، به زاری وگریه باز نگردد
جز که بخوشد دو چشم و خسته شود تن
مادر پرهیزگارت ار ز میان رفت
عز تو پاینده باد و بخت تو روشن
ور ز میان رفت مهر سلطنت تو
زنده به مانند ایلخانی و بهمن
ما همه ماندیم و آن عزیزان رفتند
درکنف رحمت خدای میهن
یکسره بایست راند تا سر منزل
هرکه ز من زودتر رسید به ازمن
ور غم هجران دل تو را بشکافد
مرهمی از صبر بر جریحه برافکن
گر به دل از صبر مرهمی ننهادی
کی ز بن چه برآمدی تن بیژن
جامه ی نیلی برآور از تن و درپوش
بر تنت از صبر و بردباری، جوشن
کسوت مردان مرد پوش و قوی باش
پیش بلیات این جهان کم از زن
گوش ندارد فلک به گریه و زاری
هیچ نیرزد جهان به ناله و شیون