چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم
بشمر ار مشکلتر از این پنج داری، ای حکیم
شاعر در این شعر به توصیف چند کار بسیار سخت و غیرممکن میپردازد که به نظر او بیشتر از این پنج مورد دشوار نیست. این پنج کار شامل: ایجاد یک جاده مستقیم از تهران تا دریای خزر، ساخت پل از کوه شمران تا کوه حضرت عبدالعظیم، صید دریا از خزر در شب، شکستن قله هیمالیا با چاقو و روشن کردن آتش در عمق دریاست. او نتیجهگیری میکند که سختترین کار، گرفتن آش کشکی از یک فرد (آقای قویم) است که چنین کاری در واقع غیرممکن به نظر میرسد. شاعر به وضوح نشان میدهد که برخی کارها تنها در خیال ممکناند و در واقعیت غیرقابل تحققاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم
بشمر ار مشکلتر از این پنج داری، ای حکیم
اولا از شهر تهران تا لب بحر خزر
کندن از توچال شمران شاهراهی مستقیم
ثانیا ازکوه شمران بیوجود تکیهگاه
پل کشیدن تا به کوه حضرت عبدالعظیم
ثالثا بیزحمت غواص از بحر خزر
صید با کج بیل کردن نیمهشب، دُرّ یتیم
رابعاً از روی چالاکی به یکدم ساختن
قلهٔ هیمالیا را با دم چاقو دو نیم
خامسا در قعر دریا آتشی افروختن
وز شرارش آسمان را با زمین کردن لحیم
صعبتر زین پنج دانی چیست؟ از روی طمع
آش کشکی سور بگرفتن از آقای قویم
هست ممکن فرض هر معدوم، لیک این فرض سور
در جهان باشد عدیم اندر عدیم اندر عدیم!