قطعات

شمارهٔ ۱۳۰ - آش کشک

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم

بشمر ار مشکل‌تر از این پنج داری‌، ای حکیم

۲

اولا از شهر تهران تا لب بحر خزر

کندن از توچال شمران شاهراهی مستقیم

۳

ثانیا ازکوه شمران بی‌وجود تکیه‌گاه

پل کشیدن تا به کوه حضرت عبدالعظیم

۴

ثالثا بی‌زحمت غواص از بحر خزر

صید با کج بیل کردن نیمه‌شب‌، دُرّ یتیم

۵

رابعاً از روی چالاکی به یک‌دم ساختن

قلهٔ هیمالیا را با دم چاقو دو نیم

۶

خامسا در قعر دریا آتشی افروختن

وز شرارش آسمان را با زمین کردن لحیم

۷

صعب‌تر زین پنج دانی چیست‌؟ از روی طمع

آش کشکی سور بگرفتن از آقای قویم

۸

هست ممکن فرض هر معدوم‌،‌ لیک این فرض سور

در جهان باشد عدیم اندر عدیم اندر عدیم‌!

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار