ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم
از آن زمان که پدر برد درد بستانم
این شعر بیانگر دلتنگی و رنج شاعر از عشق و دوران کودکیاش است. او به یاد میآورد که چگونه زیبارویان به او ستم کردهاند و از زمان کوچکی به خاطر دردهای عشق و جدایی رنج میکشد. او احساس میکند که این تلخیها از زمانی شروع شده که مادرش به او شیر نداد و این باعث شد تا طعم تلخ عشق را تجربه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم
از آن زمان که پدر برد درد بستانم
به کام من شد از آن روزگار، تلخی عشق
که برد مادر در کام تلخ پستانم