ای دربغا میرزا طاهر که بود
فضل و تقوی را جناب او مناص
شاعر در این قطعه به شخصیت میرزا طاهر میپردازد که فردی عالم و با تقوا بوده است. او سالها در محافل علمی به تدریس و بحث مشغول بوده و به مدت پنجاه سال تأثیرگذار بر عموم و خصوص بوده است. میرزا طاهر در علوم عرفان و حکمت پیشوایی داشته و در معارف اسلامی تخصص خاصی داشته است. وی با اینکه سالها در تبعید و حبس بوده، هرگز از عزم و اراده خود برای کسب علم و معرفت غافل نمانده است. همچنین، شاعر به خصمهایش اشاره میکند که علیه او ستم کردهاند، اما میرزا طاهر هیچگاه به انتقام نیندیشیده است. سرانجام، با مرگ وی، بهار علم و معرفت او به بار میآید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دربغا میرزا طاهر که بود
فضل و تقوی را جناب او مناص
مدرسش دایم به درس و بحث گرم
مجلسش یکسر به اهل فضل غاص
بود ثابت مدت پنجاه سال
منت استادیش بر عام و خاص
توشه گیر از خلق نیکویش، عوام
خوشه چین از خرمن فضلش، خواص
بود در عرفان و حکمت مقتدا
داشت در معقول و منقول اختصاص
آن چنان لولو نیارد هر صدف
آن چنان گوهر ندارد هر مغاص
سالها در بوتهٔ تبعید و حبس
ماند تا شد زر عرفانش خلاص
دید از خصم ستمگر قصدها
لیک نگذشتش به دل قصد تقاص
لاجرم زان پیشتر کاید اجل
راند بر خصمش فلک حکم قصاص
ناله در سویش چه حاصل زان که دهر
گوش خویش آکنده دارد از رصاص
از پی تاریخ فوت او «بهار»
زد رقم: «طاهر شد از زندان خلاص»