قطعات

شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای دربغا میرزا طاهر که بود

فضل و تقوی را جناب او مناص

۲

مدرسش دایم به درس و بحث گرم

مجلسش یکسر به اهل فضل غاص

۳

بود ثابت مدت پنجاه سال

منت استادیش بر عام و خاص

۴

توشه گیر از خلق نیکویش، عوام

خوشهچیناز خرمنفضلش‌، خواص

۵

بود در عرفان و حکمت مقتدا

داشت در معقول و منقول اختصاص

۶

آن چنان لولو نیارد هر صدف

آنچنان گوهر ندارد هر مغاص

۷

سال‌ها در بوتهٔ تبعید و حبس

ماند تا شد زر عرفانش خلاص

۸

دید از خصم ستمگر قصدها

لیک نگذشتش به دل قصد تقاص

۹

لاجرم زان پیشتر کاید اجل

راند بر خصمش فلک حکم قصاص

۱۰

نالهدر سویش چه حاصل زان که دهر

گوش خویش آکنده دارد از رصاص

۱۱

از پی تاریخ فوت او «‌بهار»

زد رقم‌: «‌طاهر شد از زندان خلاص‌»

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار