خواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی
در ماتمش به ناله و آه اندری هنوز
در این شعر، شاعر به فقدان خواجه اشاره میکند که به خاک خوابیده و او به خاطر ناراحتی و غم هنوز در حال ناله و آه است. او با اشاره به غم و اندوه، به از بین رفتن رنگ و آب خواجه پرداخته و به پوشش سیاه و کبود او اشاره میکند. شاعر همچنین به غم و اندوهش بر این باور است که با رفتن خواجه، او نتوانسته به راحتی از غم خود رها شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی
در ماتمش به ناله و آه اندری هنوز
بزدود خاک تیره از او آب و رنگ و تو
در جامه کبود و سیاه اندری هنوز
مگری برآن که رخت به منزل کشید و رفت
بر خویشتن گری که به راه اندری هنوز