چون خصم قوی گشت از او دست نگهدار
و آزرده مکن مشت گرامی به حجر بر
در این شعر، شاعر به اهمیت احتیاط و دوری از درگیری در مواجهه با دشمنان قوی اشاره میکند. او توصیه میکند که در برابر خصم، دست خود را نگه داشته و از ایجاد اختلاف پرهیز کنیم. همچنین تأکید میکند که بهتر است از فرصتی که به دشمنان داده میشود، استفاده کنیم و صبر کنیم تا زمان مناسب برسد. شاعر همچنین میگوید که نادانان معمولاً در آخر متوجه اشتباهات خود میشوند و زمان را از دست میدهند. در نهایت، او به اهمیت ضربه زدن به دشمن در زمانی مناسب اشاره میکند و از بیفکری برخی افراد انتقاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون خصم قوی گشت از او دست نگهدار
و آزرده مکن مشت گرامی به حجر بر
بگذار که پیش آیدش از بخت فتوری
آنگه بکنش پوست به یک لمح بصر بر
زان پیش که بدخواه به تو چاشت گذارد
بگذار بر او شام و ممان تا به سحر بر
گویند که نادان را عقل از عقب آید
آنگه که فرو ماند مسکین به خطر بر
بر مردم احمق چو رود سالی گوید
من پار بدم احمق و ماندم به ضرر بر
وین طرفه که هرسال نو این گفته شود نو
تا بگذردش عمر به بوک و به مگر بر
فرصت مده از دست و نگه کن که چه خوش گفت
آن مشتزن پیر به فرزانه پسر بر
مشتی که پس از جنگ فرا یاد تو آید
باید زدن آن مشت ز تشویر بسر بر