مثقلی با من ز روی طنز گفت
صحبت از فضلت به کشور میرود
در این شعر، مثقلی به طنز در مورد فضایل و علم صحبت میکند و میگوید که اگر فردی در علم مهارت داشته باشد، میتواند رازهای این دنیا را کشف کند. او به ناپایداری این جهان اشاره میکند و میگوید که زندگی شبیه به سوار شدن بر شاخ گاو است، به این معنا که اگر پشت خود را به این دنیا کنی، این دنیا به حرکت خود ادامه میدهد و تو را رها میکند. در نهایت، او به بیثباتی و زود گذری دنیا تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مثقلی با من ز روی طنز گفت
صحبت از فضلت به کشور میرود
گر ترا دستی است درعلم سیر
کشف این رمزت میسر میرود
این جهان چه؟ گاو چه؟ ماهی کدام
کز خیالش عقلم از سر میرود
گفتم اندر بیثباتیهای دهر
زبن اشارتها مکرر میرود
یعنی این دنیاست روی شاخ گاو
پشت کردی، تا به آخر میرود