قطعات

شمارهٔ ۷۰ - این هم نماند

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نماند درد و درمان هم نماند

نماند وصل و هجران هم نماند

۲

بهارا غم مخورکاندر زمانه

نماند عیش و خذلان هم نماند

۳

به تهران در منال ازیاد استخر

که رفت استخر وتهران هم نماند

۴

شود ایران بسی آباد و ویران

همان آباد و ویران هم نماند

۵

نپاید چین و ژاپون هم نپاید

نماند روس و آلمان هم نماند

۶

نماند انگلیسی خردمند

همان هندوی نادان هم نماند

۷

بمیرد مرغ و ماهی هم بمیرد

نماند وحش و انسان هم نماند

۸

اگرچه دیر ماند نام نیکو

سرانجام ای پسر آن هم نماند

۹

بتوفد پردهٔ این نجم ساکن

زمین گرد گردان هم نماند

۱۰

بر این افراشته سقف مرصع

قنادیل فروزان هم نماند

۱۱

بجز یک‌ذات کاصل کاینات است

صور و اسماء و اعیان هم نماند

۱۲

بد و خوبجهان اندر زوال است پساینجنگ و جدال ما خیالاست

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار