قطعات

شمارهٔ ۶۹ - مطایبه

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بهر بهار بازو و کون و کفل نماند

کز سیل‌ «‌استرپ‌تومیسین» ‌دشت و تل نماند

۲

گیرم که خواستند رهی را عمل کنند

باقی تنی به جا ز برای عمل نماند

۳

باید خرید هر گرمی بیست سی فرانک

بایع فرنگی است و مجال جدل نماند

۴

پولی که بود خرج عروسی سینه شد

چیزی پی هزینهٔ ماه عسل نماند

۵

دولت فقیر و ما همه از او فقیرتر

نقدی به جا ز غارت دزد و دغل نماند

۶

هرکس برای خویش کلاهی تهیه دید

بهر حقیر جز سر سخت کچل نماند

۷

یاران به ملک و مال رسیدند و بهر ما

جز زخم سینه حاصل سعی و عمل نماند

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار