قطعات

شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغان

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آه کامسال آسمان در خطهٔ افغان زمین

بر رخ روشندلان باب فغان مفتوح کرد

۲

پادشاهی دادگستر را به تیر ظالمی

کشت و قلب عالمی را زین عزا مجروح کرد

۳

در عزای شاه غازی بود دل‌ها داغدار

مرگ «‌مستغنی‌» ز نو آن داغ را مقروح کرد

۴

شهسواری از ادب گم شد که با تیغ زبان

پیشتاز جهل را از پشت زین مطروح کرد

۵

هست مستغنی‌، علی‌رغم فلک‌، باقی به‌دهر

در فنایش چرخ باری حرکتی مذبوح کرد

۶

گرچه از گرداب هستی رست مستغنی ولیک

اشک چشم دوستان را رشک سیل نوح کرد

۷

عاقبت‌، چون مادح پیغمبر و اصحاب بود

مدح‌خوانان روح او عزم در ممدوح کرد

۸

در عزایش گرچه کلکم قطعهٔ مجمل سرود

در فراغش لیک روحم ندبهٔ مشروح کرد

۹

بهر تاریخ وفاتش زد رقم کلک بهار

عاقبت «‌مستغنی‌» بی «‌دل‌» وداع «‌روح‌» کرد

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار