عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
باشدکشی بخواند وآمرزش آورد
این شعر اشاره به گذر عمر و باقیماندن یک کتاب دارد. شاعر از خواننده میخواهد که کتابش را با نظر محبت بخواند و اگر عیبی دید، با بزرگواری نادیده بگیرد. او تأکید میکند که حسادت و بدبینی تنها به عیوب میپردازد و از زیباییهای کار غافل است. همچنین به مردگان توصیه میکند که با آنان با مرامت برخورد کنند، زیرا آنها دیگر حاضر نیستند تا پاسخگو باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
باشدکشی بخواند وآمرزش آورد
ای مهربان رفیق که خواندی کتاب من
شاید به چشم ذوق تو صد عیب برخورد
گر عیبی اندر آن نگری عیبپوش باش
زبرا تو زود بگذری، این نیز بگذرد
با این همه معانی و این سبک و انسجام
چشم حسودکورکه جز عیب ننگرد
با مردگان خویش مروت کنید از آنک
او نیست تا جواب شما را بیاورد