قطعات

شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس

که از کلام نسنجیده خوار گردد مرد

۲

درست گوی و ادب ورز و بر گزافه مرو

صریح باش و بهجد کوش و گرد هزل مگرد

۳

بسا سخن که ازو خاست بحث و جنگ و قتال

بسا عمل که از او زاد رشگ و کین و نبرد

۴

گر آنچه گویی دانی‌، بری فراوان سود

ور آنچه دانی گویی‌، کشی فراوان درد

۵

نه هرکه هرچه توانست گفت‌، باید گفت‌!

نه هرکه هرچه توانست کرد، باید کرد!

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار