فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی
دگر به گرد دل خسته ترکتازی نیست
در این ابیات شاعر از افسردگی و ناراحتی خود به خاطر جدایی از محبوبش صحبت میکند. او احساس میکند که زیبایی و جاذبه محبوبش دیگر برایش وجود ندارد و حالا دیگر نیازی به دیدن او ندارد. ترک عشق و جدایی، دل او را شکسته و دیگر توان تحمل این فاصله را ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی
دگر به گرد دل خسته ترکتازی نیست
برفت شوکت و طی شد جمال و طلعت او
مرا دگر به رخ انورش نیازی نیست