ای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته
چونست که یکلحظه به یکجا نکنی زیست
در این شعر، گوینده به شخصی خطاب میکند و میگوید تو نه جن و نه فرشتهای. او از سردرگمیاش در پیدا کردن کسی که به دنبالش است، شکایت میکند و بیان میکند که هر بار با تلفن تماس میگیرد، جوابهای روشنی نمیگیرد. در نهایت، به این نتیجه میرسد که در حال حاضر نمیتواند به آن شخص برسد و به طور کنایهآمیزی به تلفنچیها و اطلاعات نادرست آنها بیعلاقه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته
چونست که یکلحظه به یکجا نکنی زیست
بالا تلفون کردم گفتند فلان رفت
پایین تلفون کردم گفتند فلان نیست
باری به تو زورم نرسد اکنون اما
گور پدر هرچه خر بلد تلفونچی است