قطعات

شمارهٔ ۲۴ - اخلاق

سرودهٔ ملک‌الشعرا بهار
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چشم بهی مدار از این بدسگال قوم

کاینجا شرافت همه کس دست خوردنیاست

۲

تاج غرور و فخر ز سرها فتادنی

نقش وفا و مهر ز دل‌ها ستردنی است

۳

جز نقش نابکار «‌زر» آنهم ز دست غیر

دیگر نقوششان همه از یاد بردنی است

۴

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند

قومی که گشتفاقد اخلاق‌، مردنی است

بازگشت به سروده‌های ملک‌الشعرا بهار