چشم بهی مدار از این بدسگال قوم
کاینجا شرافت همه کس دست خوردنی است
این بیتها به نقد بدسگالی و بیاخلاقی در جامعه میپردازند. شاعر هشدار میدهد که شرافت و افتخار انسانی به سادگی از بین میرود و وفا و محبت از دلها پاک میشود. او تأکید میکند که تنها ارزش مادی (مانند زر) باقی میماند و سایر ارزشها فراموش میشوند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که اقوام تنها با اخلاق زنده میمانند و قومی که فاقد اخلاق باشد، به سرنوشت مرگ دچار میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم بهی مدار از این بدسگال قوم
کاینجا شرافت همه کس دست خوردنی است
تاج غرور و فخر ز سرها فتادنی
نقش وفا و مهر ز دلها ستردنی است
جز نقش نابکار «زر» آن هم ز دست غیر
دیگر نقوششان همه از یاد بردنی است
اقوام روزگار به اخلاق زندهاند
قومی که گشت فاقد اخلاق، مردنی است